صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
97
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
مىفرمايد « 10 » : « خداوند دوست مىدارد آنان را كه پيكار مىكنند به صف در راه خدا » ، و مىفرمايد « 11 » : « مىرزمند در راه خدا ، پس مىكشند و كشته مىشوند » . و نشانهى مرگ دوستى در انسان دورى گزيدن از وسائل دنيوى و روگردانى از انس گرفتن با مردمان و نفرت از شهوتها و بىاعتنائى به رسمهائى چون انس با اهل زمانه و رفتن به پيش حكام و سلاطين است و همچنين همعنان نشدن با كمسالان و جوانان و درپى همنشينى آنان و ديگر افراد خوشگذران و بيكاره نبودن ، و دورى از كسانى كه دلهاشان كشتگاه دنيادوستى و لذتجوئى در دنياست . چرا كه همعنانى چنين كسان ماندگار شدن در دنيا را پيش انسان شيرين نمايد و نسبت به مرگ ايجاد كينه كند . و ديگر از نشانهها تنهائىجوئى است و انسگيرى با مناجات خدا و كتاب او و توجه به تهجّد و غنيمت شمردن شب و صفائى كه در آن با بريده شدن انسان از مشاغل دست مىدهد . و كمترين مرتبهى محبت لذت بردن از تنهائى با حبيب و عشق به مناجات با اوست ، و اما آنكه خواب و يا همصحبتى با اغيار را از مناجات حبيب لذيذتر مىبيند چگونه ادعاى محبتش را باور توان داشت . و در داستان « برخ » - همان بردهى سياهى كه موسى ( ع ) بوسيلهى او باران طلبيد - آمده است كه خداوند تعالى به موسى ( ع ) فرمود : « برخ مرا بندهى خوبى است ، جز اينكه عيبى دارد » . موسى ( ع ) عرض كرد : « پروردگار من ! عيب او چيست ؟ » . فرمود : « نسيم درختان او را جالب مىنمايد ، و بدان آرامش مىگيرد و كسى كه مرا دوست مىدارد به چيزى آرامش نگيرد » . پس نشانهى محبت اين است كه تمامى عقل و فهم در لذت مناجات حبيب مستغرق گردد و با او انس گيرد ، بطورى كه با تنهائى و مناجات و انديشه در بزرگى و جلال او همهى غمها به فراموشى سپرده شود ، و بلكه انس و دوستى
--> ( 10 ) - إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا . [ سوره صف 61 / 4 ] ( 11 ) - يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ . [ سوره توبه 9 / 111 ]